آهنگ «صداي پاي اميد» با شعر ، آهنگ و تنظیم علی پهلوان ، کاری از گروه آریان است که در حمایت از برنامه جهانی غذا سازمان ملل متحد تهیه و توسط شرکت ترانه شرقی به صورت تک آهنگ و کلیپ ارائه گردیده است . این آهنگ به مناسبت روز جهانی غذا تهیه و تولید گردیده است .
دانلود کلیپ و ترانه صدای پای امید در سایت آریان
دانلود کلیپ و ترانه صدای پای امید در سایت هواداران آریان

صدای پای اميد (برای برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد)
هر روز و هر جا هزارون گرسنه با چشمايی معصوم و پاک
دستای بی جون و رنجورشون می شن اسير دستای خاک
می گيرن جنگ و بلا و مصيبت گريبون زندگی رو
هر جا که پا می ذارن، تنها به جا می ذارن، فقر و گرسنگی رو
اما ما می تونيم بازم برگردونيم صدای پای اميدو تو کوچه غم
آره من و تو می دونيم که هميشه می تونيم، دستامونو اگه بديم به دستای هم
مث پرنده ای که می تونه توی روزای سخت زمونه
خودشو بزنه به آب و آتيش تا به لونه غذا برسونه
می دونه گرسنه ای که بی جونه توی يه آشيون ويرونه
فرق بين زندگی و مرگه براش هر لحظه که می گذرونه
اما ما می تونيم بازم برگردونيم صدای پای اميدو تو کوچه غم
آره من و تو می دونيم که هميشه می تونيم، دستامونو اگه بديم به دستای هم
ترانه سرا:علی پهلوان
بازم مثل همیشه آریان گل کاشت![]()
![]()
سلام به همه ی دوستان آریانی عزیز
این گزارش قدیمیه و مربوط میشه به کنسرت لندن در سال 2005 که از قول علی آقا گفته شده
شاید خیلی هامون این گزارش رو خونده باشیم ؛ به هرحال من این گزارش رو میزارم برای آریانیهای جدید و کسانی که اونو تا حالا نخوندن ، اونهایی هم که این گزارش رو قبلا خوندن میتونن دوباره بخونند![]()
پس این هم گزارش اختصاصی علی پهلوان از لندن :

سلا آریانیهای عزیز:
من علی پهلوان هستم، امیدوارم که خوب و خوش باشید، اگر اجازه بدهید میخواهیم یک گزارش از حواشی کنسرت چند وقت پیش در همراسمیت لندن و فوروسنتر منچستر براتون بگم.
1-نمیدونم راجع به رقابت به سبک ایرانی شنیده اید یا نه . این نوع رقابت به این صورت است که اگر میبینید رقیبت داره از پلکان موفقیت بالا میره ، تو تلاش نکن بهش برسی ، بلکه یک کاری کن که اون از بالای پله بیفته پایین!
این نوع رقابت رو برنامه گذارهای کنسرت در خارج از کشور عجیب بهش علاقه دارند.بنابرین شما خیلی با این وضعیت مواجه میشویدکه دوتا برنامه گزار ،میایند همزمان توی یه روز دو گروه خواننده های محبوب رو براشون کنسرت میزارند!!! و مردم هم عده ای میرن این یکی ، عده ای میرن اون یکی، آخرش هم دوتا برنامه گزارها ضرر میکنند!!
در مورد کنسرت این دفعه ی آریان موضوع طور دیگری بود . چون یادشون رفته بود همزمان کنسرت بزارن ، شایعه کرده بودن که چون آریان از ایران اومده و مزدور جیره خوار و خیلی چیزای دیگست ، این کنسرت رو گذاشته که اداره مهاجرت انگلستان بیاد کنسرت و فیلمبرداری کنه و پناهنده ها ی ایرانی رو شناسایی و دیپورت کنه!!!
یا توی منچستر یه سری از این آدما قبل از اومدن ما پوسترها رو پاره میکردن که کسی نفهمید ما قراره بیایم منچستر!
به هر حال خدا را شکرکه کنسرتها خوب برگزار شد.
2-تو کنسرت 21 آهنگ اجرا کردیم؛که در انتها 3 تا ترانه درخواستی اجرا شد.![]()
3-مطلب جالبی که راجع به کنسرت های ما گفته میشد این بود که میگفتن امکان نداره در لندن کنسرت ایرانی برگزار بشه و توش دعوا نشه . یه دفعه که چنان چاقو کشی شده بود که در سالن توسط پلیس تا چند وقت بسته بود! ولی کنسرت آریان خیلی خوب و بدون هیچ دعوایی و در کمال آرامش برگزار شد . برنامه گزارها و کسانی که عموما اکثر کنسرتها رو میروند ، میگفتند که طرفداران آریان واقعا با همه فرق میکنند ...![]()
4-فضای هر دو کنسرت آنقدر گرم بود که آخر کنسرت نمیگذاشتند ما برویم . به همین خاطر ما دوبار بذار برم رو خوندیم،تا میخوندیم بذار برم نگو نه ، عده ای میگفتند : « نه نباید برید!»
5-تو منچستر من دوبار سیم گیتارم پاره شد. یک بار قبل از ورود به صحنه ، یک بار هم وسط آهنگ یکی مونده به آخر پارت اول.![]()
6-در راه منچستر لاستیک ماشینی که ما توش بودیم ترکید!
(مشکل خاصی پیش نیومد فقط شانس آوردیم سرعتمون زیاد نبود!)
7- صدا بردار لندن ازاولش سر ناسازگاری داشت. یادش رفته بود برای گیتار الکتریک و باس گیتار ، آمپلیفایر بیاره ، زیر بار هم نمیرفت و میگفت شما نگفتین و خیلی هم با لحن بدی صحبت میکرد . من هم بهش گفتم لیست وسایل مورد نیاز رو من برات نوشتم و مطمئنم که توش آمپلیفایر بود .![]()
رفت لیست رو آورد و دید که تو وسایل صدابرداری اسم آمپلیفایر هست . جالب اینجا بود که باز هم زیر بار نمیرفت و میگفت آمپلیفایر رو باید جزو سازها مینوشتی ! اینجا بود که داد زدم سرش و گفتم : از کی تا حالا آمپلیفایر ، ساز حساب میشه ؟ برو بیار ، دیگه اینجوری هم با من حرف نزن !
رفتن آمپلیفایر ها رو اوردن ولی آخر سر بلندگهاشون دوسه دفعه سوت وحشتناکی کشید علی الخصوص تو آهنگ افسونگر که سوت عین صدای ماموت بود . جالب اینجا بود که وقتی رسیدیم منچستر دیدیم صدابردار منچستر هم یادش رفته آمپلیفایر بیاره . آماده شدم که با این یکی هم دعوا کنم
، ولی خوب تا بهش گفتیم ، خیلی مودبانه عذرخواهی کرد و نیم ساعت بعد آمپلیفایر رو آورد... ![]()
8-کنسرتها ایستاده اجرا شد.
9-در منچستر در ابتدای کنسرت جو عجیبی در سالن بود ، اما بعد از مدتی و علی الخصوص در پارت دوم چنان جو کنسرت عوض شد که آخرش نگهبانان بزور مردمو فرستادن خونه !
10- علیرضا طباطبایی بداهه نوازی خیلی جالبی در منچستر اجرا کرد و وسط بداهه نوازیش یکی از استیکهایش (چوب درام) پرت شد ، ولی آنقدر سریع چوب بعدی رو برداشت که بعضی ها متوجه نشدند ....
11- یک بار هم در منچستر یکی از سنج های علیرضا با پایه از بالای قسمتی که علیرضا با سازش اونجا قرار گرفته بود و با زمین اختلاف سطح داشت ، افتاد پایین . ![]()
12- نکته جالب اینجا بود که علی رغم اینکه از انتشار آلبوم سوم آریان مدت زیادی نگذشته بود ؛ خیلی ها شعرای اونو حفظ بودند و با ما میخوندند ..
13-نکته ی جالب دیگه تو منچستر این بود که مردم به جز اینکه خود ترانه رو میخوندند ؛ ملودیهای ویولن هم باهاش میخوندند ...![]()
شاد و پیروز باشید ، به امید دیدار در کنسرتهای آینده آریان .

سلام...
ببخشید از اینکه این همه مدت پست جدید نذاشتیم...
عوضش امروز با عکسای ۳تا همخوان گل آریان٬یعنی ساناز جون و سحر جون و شراره جون اومدیم...علاوه بر اون با یه سری خبر توپپپپپ...
اول عکسارو ببینید
سحر جونمممممممممم:

ساناز جونننننن:

شراره گل:

و اما خبر:

شاید کم و بیش در جریان آهنگ خیریه آریان باشید...
اینبار هم آریان گل کاشته و یه آهنگ توپ که ساخته آقای پهلوانه رو برای همون برنامه مبارزه با گرسنگی آماده کرده...
تمام کارای آهنگ تموم شده و فقط کارای کلیپش مونده...که متاسفانه خود آریانی های گل توش نیستن...:(
انشالله قراره کار توی مهر بره رو نت...
مطمئنا کار توپی شده...
خوب تا پست بعد...بایییییییییی
راستی جمعه ساعت 2 کانال 5 تهران میخواد دفتری از آسمان که ساناز جون بازی کرده رو نشون بده...
خردمند و زيبا
مار يا افعي ، در اساطير و افسانه هاي مردمان مغرب
زمين چهره اي منفي دارد؛ اما در سال مار متولد شده
اند ؛ اگر مرد باشند، جذاب ، احساساتي و شوخ طبع و
اگر زن باشند، زيبا هستند و اين زيبايي عامل كاميابي
آنهاست.
ژاپني ها براي ابراز شگفتي و ستايش خود از زنان ،
معمولا مي گويند: «عزيز من، تو يك مار واقعي هستي،»؛
حال آن كه در كشورهاي غربي نمي توان براي تعريف و
تمجيد از كسي از چنين عبارتي استفاده كرد.
مار در لباس پوشيدن بسيار خوش سليقه است و خود نمايي
مي كند. مردان متولد اين سال بسيار خوش لباس و خانم
مارها هم بي اندازه خود آرا هستند.
مار هرگز عمر عزيزش را به بطالت نمي گذراند و از بد
گويي و ياوه گويي گريزان است . او بسيار مي انديشد و
روشن فكر، فرزانه و خردمند است ؛ هر چند نياز چنداني
به استفاده از عقل و خرد خود ندارد ؛ زيرا روان و نا
خود آگاه بسيار روشني دارد كه در صورت پرورش به روشن
بيني و شهود مي انجامد. به اين ترتيب، او به فطرت و
غريزه خود، بيش از استدلالات، نظرات و تجربيات
ديگران اهميت مي دهد و به نظر مي رسد براي شناخت
جهان از حس ششم خود استفاده مي كند.
وي با همت و پشتكار كارها را تا پايان دنبال مي كند،
از ترديد و بي ثباتي بيزار است و سريع و قاطع تصميم
مي گيرد . برايي رسيدن به هدفش، از هيچ كوششي فرو
گذار نمي كند و به نظر مي رسد كه هيچ چيز نمي تواند
او را از هدفش بازدارد.
مار در امور مالي و اقتصادي كمي حسابگر است ولي حس
انسان دوستي اش ، سر انجام او را به همياري با
ديگران وا مي دارد؛ هر چند كمك هاي او بيشتر معنوي
است تا مادي! به هر حال، براي مار جان دادن راحت تر
از پول دادن است! شگفت آن كه او هميشه دم از بخشندگي
مي زند؛ تا آن جا كه ديگر اعتبار خود را از دست مي
دهد و حنايش رنگ مي بازد.
نقطه ضعف شخصيت مار ، انحصار طلبي در كمك به دوستان
است . اگر بخواهد به كسي مهرباني كند، حضور هيچ كس
ديگر را بر نمي تابد؛ به طوري كه شخص نيازمند از
تمناي خود پشيمان مي شود؛ زيرا طبيعت مار چنان اقتضا
مي كند كه حلقه وار به دور فرد دل خواسته اش بپيچد و
باعث خفگي او شود !پيش از آن كه پيشنهاد ياري مار را
بپذيريد، خوب بينديشيد؛ در غير اين صورت پشيمان
خواهيد شد.
مار در معاش بسيار خوش اقبال است و هرگز در مورد پول
نگراني نخواهد داشت. به قول معروف پول از سر و كولش
مي ريزد. او خود نيز به اين دولتمندي اشراف دارد و
خيالش از اين بابت تخت است. اما اگر پولدار شود،
ناخن خشكي مي كند و هرگز به كسي پول نمي دهد.
مارها وقتي پير مي شوند، خساست آنها به اوج مي رسد.
مار هميشه دنبال مشاغل بي درد سر و آسان مي گردد و
مي توان گفت تا اندازه اي تنبل است.
مار نسبت به شريك مسايل عشقي خود ـــ حتي اگر عاشقش
نباشد ـــ بسيار حسود است و آنچنان به دورش حلقه مي
زند تا سر انجام او را از ميدان به در كند.
مردان متولد سال مار، چشم چران هستند؛ ولي چنين صفتي
را از همسرشان تحمل نمي كنند. آنان خانواده اي پر
جمعيت و شلوغ به راه مي اندازند تا اطمينان حاصل
كنند همسرانشان آن قدر گرفتارند كه فرصتي براي چشم
چراني و هوسبازي نداشته باشند!
ازدواج مار با گاو خوش فرجام و رضايت بخش است . گاو
عاشق خانواده است ؛ اما مي خواهد سرپرست خانواده نيز
باشد و مار با كمال ميل اين مقام را به اوتفويض مي
كند.
جنگ بين خروس و مار، چه در ازدواج و چه در مشاركت با
دوستي هر كدام نتيجه خاص خود را دارد و مي تواند
باعث پوشيده شدن نقاط ضعف يا جدال و كشمكش دائمي
آنها شود.
بايد به حال خوك بيچاره اي كه در چنگ مار گرفتار مي
شود گريه كرد !خوك اجازه مي دهد كه مار او را به دام
بيندازد و عنان اختيارش را از كف بربايد. مار نيز از
اين خود باختگي خوك بدش نمي آيد؛ در حالي كه به پوچ
بودن چنين را بطه اي اذعان دارد. دشمن جان مار ، ببر
است و دمار از روزگارش در مي آورد!
دوران كودكي و جواني مار معمولا آرام و بي درد سر مي
گذرد اما ممكن است سر پيري به فكر معركه گيري بيفتد
؛ زيرا در اين دوران ، احساسات ، طبيعت پرحرارت ونيز
ماجراجويي هايش از خواب بيدار شده و آرامش دوران
سالخوردگي اش را بر هم مي زند.
در اين ميان ، عامل تعيين كننده آن است كه مار در
زمستان به دنيا آمده باشد يا در تابستان ؛ در گرما
يا در سرما و در روز يا شب؛ زيرا طبيعت او با طوفان،
سرما و باران هاي بهاري سازگاري ندارد. ماري كه در
نيم روزي تابستاني و در منطقه اي گرمسير متولد شده
باشد، از ماري كه در نيمه شب سرد زمستان به دنيا
آمده باشد ، شادتر است. آب وهواي زاد روز متولدان
سال مار ، تاثير بسزايي در سر نوشت آنان دارد. ماري
كه در يك روز طوفاني به دنيا آمده باشد ، زندگي
پرماجرايي خواهد داشت.
افراد مشهور متولد سال مار
در ميان متولدان سال مار به دانشمندان، فلاسفه، و
روشن فكراني همچون داروين، مونتني، كوپرنيك، كالوين،
گاندي، مائوتسه تونگ، آرتور سي كلارك، مونتسكيو و
آرمانگراياني مانند: كندي، لوديس پريل، لينكن و بادن
پاول بر مي خوريم.
زنان زيبا رويي همچون مادام دومونتسپان و ملكه
آستريد و نويسندگاني مانند: آندره ژيد، گوستاوفلوبر
و ادگار آلن پو، نيز در سال مار به دنيا آمده اند.
براي قضاوت درباره اين افراد بايد زندگي خصوصي آنان
را به اندازه زندگي اجتماعي شان شناخت.
اما سوالي كه پس ار ديدن برخي از اسامي بالا، به ذهن
مي رسد، اين است كه آيا كندي و ملكه آستريد در روزي
طوفاني متولد شده اند ؟!
ديگر افراد مشهور سال مار پيكاسو، شوبرت، ملك ناصر،
بودلر و برامس و البته سیامک و سیاوش خواهانی هستند.
مشاغل منمار متولد سال مار
مدير مدرسه، استاد دانشگاه، نويسنده، فيلسوف، حقوق
دان، روان پزشك، سياستمدار، نماينده سياسي، كارگزار
بورس، غيب گو، پيشگو، طالع بين، فالگير، جادوگر،
واسطه احضار روح، كف بين، خطاط .
متولدين ماه اردیبهشت سال مار
مرداد
مار زنگي! قواعد بازي را خيلي خوب بلد است و مي
داند چگونه از آنها استفاده كند.
رابطه عاطفي ( مرد ) متولدين سال مار
موش
در يك كلام، اين ارتباط، بازي با دم شير است؛ اما
موش كوركورانه عاشق مار مي شود!
. گاو
بله، مار اجازه مي دهد كه گاو تصميم گيرنده باشد.
او معقول است و هميشه در صحنه حاضر خواهد بود
ببر
ديد اين دو نسبت به همه چيز كاملا متفاوت است.
مشكل مي توان پي برد كه چه در سر دارند.
گربه
اوه... شايد بله... البته تا زماني كه مار آرامش
خود را از دست ندهد. پايان خوشي در انتظار مار
نيست!
اژدها
مشكل است! اژدها دوست دارد مار از او تعريف و
تمجيد كند؛ نه اين كه اسير باشد!
مار
رابطه پيچيده و درد سر آفريني است. ماجراجويي ها،
عشوه گري ها، احساسات و كوشش مداوم براي گناهكار
جلوه دادن يك ديگر، كشمكش هايي ايجاد خواهد كرد.
اسب
اسب عاشق پيشه و باوفاست. اگر آتش عشق خاموش شود؛
اسب، مار را ترك خواهد كرد و مار بي وفا تنها مي
ماند. اين دو در كنار هم زندگي خوبي نخواهند داشت.
بز
اگر مار ثروتمند باشد، خانم بز در انجام وظايفش
كوتاهي نخواهد كرد. رابطه اين دو پر دردسر است!
ميمون
تنها با هوشياري و زيركي مي توان چنين رابطه اي را
حفظ كرد و پس از آن ...
خروس
خوش يمن است. اين دو به اتفاق فلسفه بافي مي كنند
و احترام خاصي به هم مي گذارند.
سگ
مار آنچه را كه بخواهد، انجام مي دهد و حتي اگر سگ
اسير او شود، واكنشي از خود نشان نمي دهد.
خوك
خوك پير دوست داشتني! بيچاره خوك پير! سر انجام
مار او را خفه خواهد كرد.
رابطه دوستي متولدين سال مار با سالهاي:
قبل از خوندن این بخش و بخش بعد بذارید سال تولد باقی آریانی ها رو هم واستون بنویسیم تا خودتون قضاوت کنید!!!
علی:54(گربه)
پیام:53(ببر)
نینف:54(گربه)
برزو:56(مار)
علیرضا:51(موش)
سحر:59(میمون)
ساناز:62(خوک)
شراره:54(گربه)
موش
بدك نيست! هر دو حرف هاي زيادي براي گفتن به يك
ديگر دارند كه آكنده از غيبت و شايعه پراكني است.
گاو
بين اين دو تفاوت هاي زيادي وجود دارد؛ اما با هم
خوب كنار مي آيند.
ببر
نه، اين رابطه شبيه گفت و گوي كر و لال ها خواهد
بود.
گربه
بله، آنها مي توانند گفت و گوي هاي طولاني و هيجان
آوري با يك ديگر داشته باشند.
اژدها
بله، اين دو خيلي خوب با يك ديگر سازش مي كنند و
هر يك به ديگري آرامش مي بخشد.
مار
يك رابطه عالي ديگر؛ دو فيلسوف سعي مي كنند دنيا
را اصلاح كنند!
اسب
بله، مار خشم و بي قراري اسب را فرو مي نشاند.
بز
تا زماني كه مار به درد بز بخورد، دوستي شان پا
برجاست.
ميمون
رابطه اجتماعي آنها سرد خواهد بود.
خروس
بله، اين دو چيزهاي زيادي براي گفتن به يك ديگر
دارند.
سگ
مشكل است. بهتر است دوستي خود را در حد يك ارتباط
اجتماعي حفظ كنند.
خوك
هم بله، هم نه. با گذشت زمان همه چيز مشخص مي شود.
رابطه شغلي متولدين سال مار با سالهاي
موش
آواي دهل شنيدن از دور خوش است!
گاو
بهتر است اين دو با هم شريك نشوند.
ببر
بله، اين دو هرگز به توافق نخواهند رسيد.
گربه
بله، اگر به جاي حرف زدن، به كار بپردازند، همكاري
موفقيت آميزي خواهند داشت.
اژدها
بله، اگر به جاي حرف زدن، به كار بپردازند، همكاري
موفقيت آميزي خواهند داشت.
مار
اين دو عالي برنامه ريزي مي كنند؛ اما در عمل كاري
از پيش نمي برند. شراكت آنها ناپايدار و متزلزل
است.
اسب
امكان پذير است. برنامه ريزي و طرح نقشه هاي كاري،
بر عهده مار و پياده كردن آنها بر عهده اسب خواهد
بود.
بز
مي شود اميدوار بود. مار مهارت و آگاهي لازم را
براي كار كردن دارد؛ اما نمي توان به كار كردن او
اميدوار بود. بز هم مرتكب اشتباهاتي مي شود.
ميمون
مار دچار دردسر خواهد شد؛ زيرا ميمون بسيار زرنگ و
باهوش است.
خروس
حرف، حرف، حرف... شراكت اين دو، در دريايي از
كلمات غرق خواهد شد!
سگ
چرا كه نه؟ امكان پذير است؛ اما چندان چنگي به دل
نمي زند.
خوك
خوك نياز چنداني به خرد و دانايي مار ندارد و مار
صدمه مي بيند.
(البته نتیجه این قضاوت کاملا شوخ طبعانه هست و ما میدونیم که آریانی ها چقدر به هم وابسته هستند و خوبن....)
اگه گفتین فردا چه خبره؟!!!
یادتون نمیاد؟
خوب یه راهنمایی...فردا 25 مرداده!!!
یادتون اومد؟!!!آره درسته
...فردا تولد دو قلوهای آریانی هست
...سیاوش و سیامک...
امروز روزیه که 2 تا هنرمند که هم تو هنرشون تک هستن و هم تو اخلاقشون به دنیا اومدن...
روزی که واسه بوجود اومدن آریان سرنوشت ساز بود...
ما که خیلی خوشحالم...از اون جایی که هردوتاشونو خیلی خیلی دوست داریم
...از همین جا...از همین دنیای مجازی بهشون این روز رو تبریک میگیم و براشون آرزو میکنیم که به هرچی میخوان برسن و موفق تر از این چیزی که الان هستن بشن...
سیاوش و سیامک عزیز
امسال 31 بهار زندگیتونو پشت سر گذاشتین و میخواین یه سال خوب و پر از آرزوهای قشنگ رو شروع کنید...
امیدواریم که هرکجا که باشین سالم و موفق و از همه مهم تر مثل همین حالا خوب و خوش اخلاق و مهربون باشید...
امیدواریم که تبریک ما رو بپذیرید...
از اونجایی که سیاوش جان بزرگتر هستن ما هم پارتی بازی میکنیم و یه تبریک ویژه بهشون میگیم...![]()
راستی ما منتظر آلبوم مشترکتون هستیما...![]()
![]()
اینم چندتا عکس که ما 3 تا به مناسبت تولد این دو عزیز به شما هدیه میکنیم...امیدواریم خوشتون بیاد...
گل و گلدون بهونست...باد و بارون بهونست
شب و ستاره و مهتاب و آسمون بهونست...اگه میگم برات از دل خستم
بهونست که بگم...دوستون داریم و تولدتون مبارک...![]()
امشب آسمون جشن گرفته/ستاره بارونه
...فقط به خاطر این روز خوب و قشنگ










اگه بی تو تنها ،گوشه ای نشستم
تویی تو وجودم ، بی تو با تو هستم
اگه سبز سبزم ، تو هجوم پاییز
ذره ذره ی من ، از تو شده لبریز
ای همیشه همدم ، واسه درد دلهام
عطر تو همیشه ، جاری تو نفسهام
ای که تارو پودم ، از یاد تو بی تاب
با منی ولی باز دوری مثل مهتاب
بی تو با تو بودن ، شده شب و روزم
بی توام و یادت با منه هنوزم
تویی توی حرفام ، تویی تو نفسهام
ولی جای دستات ، خالیه تو دستام
من به شوق و یاد بارون ، زندم و پژمرده نمیشم
تشنه ی یه قطرم اما ، سرد و دل آزرده نمیشم
سخته وقتی تو غزلها ، از من و تو واژه ای نیست
سخته بی تو با تو بودن ، سخته اما چاره ای نیست




سلام سلام سلام...
آخیش بالاخره امتحانا تموم شد و منم از قرنطینه بی کامپیوتری در اومدم...وای کلی دلم میخواد حرف بزنم...اما نمیدونم الان حرفام کجا رفتن...راستی روز زن و مادر مبارک...خصوصا به سحر و ساناز و شراره عزیز و همسر آقای پهلوان و آقای طباطبایی...
خوب بریم سر اصل مطلب...
بهاره جون از جریان آریانی شدنش گفت...منم میخواستم بگم که دیدم قبلا گفتم و لطفش از بین میره...گفتم بیام یکم حرف بزنم...
این روزا تو دلم همش دارم ثانیه شماری میکنم واسه کنسرت کیش...پارسال که رفتم کسی رو نمیشناختم...فقط خود آریانی ها رو میشناختم ولی امسال همه رو میشناسم...خیلی باحال هست...این روزا دارم امضا ها رو نگاه میکنم و دلم غش میره واسه پارسال...
دوس دارم نظرمو راجع به آریانی ها بگم ولی نمیدونم چرا حرفم نمیاد...
دوس دارم همیشه آریان همینطوری شاد و با طراوت بمونه...از پاک کردن اشک روی گونه ها و پر کردن خونه ها از شادی بگه...آریان حقش بیشتر از اینی هست که الان داره...چون پتانسیل بچه ها بیشتره!!!
بعدم تا وقتی هوادارایه قرص و محکمی مثه ماها داره دیگه جای نگرانی نداره و باید نگاش به افق های روشن برای کسب افتخار باشه...
جای نینف خیلی خالیه...مطمئنا جای خالی و نبودش تو کنسرت های آریان حس میشه...
اما این روزا شایعه شده که آریان میخواد خدافظی کنه...من که نمیتونم اینو قبول کنم...آریان هنوزم میگه:بگو فردا مال ماست!!!
فردایی که توی این 10 سال مال آریان بوده و خواهد موند!!!
آریان فقط یه گروه موسیقی نیست...
من که بیشتر از اینکه جذب موسیقی آریان بشم جذب اخلاقشون شدم...
امیدوارم آریان واسمون بمونه:من از تو میخونم بمون تا بمونم/که با تو بهارم که بی تو خزونم
حالا آریان و اعضاش فقط مال خودشون نیستن...اونا تک تکشون واسه ما با ارزشن و از ته دل همشونو دوس داریم:پیش تا پایان/ای جاویدان آریان
یه سری عکس دارم ولی هیچ سایتی واسه آپلود باز نمیشه...اگه کسی سایتی میشناسه بهم بگه...





















